سيد محمد حسن مرعشى شوشترى

71

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )

« من اعان على قتل مسلم و لو بشطر كلمة جاء يوم القيامة مكتوباً بين عينيه آيس من رحمة اللَّه . » « 1 » كسى كه كمك كند فردى را بر كشتن انسان مسلمانى و لو به يك كلمه باشد ، محشور مىشود در روز قيامت در حالى كه بين دو چشم او ( پيشانىاش ) نوشته شده كه مأيوس از رحمت خداوند متعال است . استدلال به اين روايت بر حرمت اعانت بر اثم بدين صورت است كه : شكى نيست در اين مطلب كه قتل مسلمان گناه است و وعيد به مأيوس بودن از رحمة خداوند منان دلالت دارد كه چنين عملى حرام است . اگر اشكال شود كه كمك كردن به قتل مسلمان فى نفسه حرمت دارد نه از اين حيث كه صدق اعانت بر اثم مىكند ، در جواب مىگوييم در روايت منع از اعانت بر قتل مسلمان وارد شده است ، زيرا كه كشتن مسلمان گناه بزرگى است . بنابراين حرمت اعانت بر قتل ، حرمت اعانت بر اثم عظيم هم هست . دليل سوم : در كافى از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه حضرت قول حضرت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم را اين گونه نقل فرموده‌اند : « من اكل الطين فمات فقد اعان على نفسه . » « 2 » كسى كه خاك بخورد و پس از آن بميرد بر عليه نفس خويش كمك كرده ( اقدام نموده ) است . از اين روايت مىتوان فهميد كه حضرت حرمت اعانت على النفس را مفروغ دانسته‌اند و مستوجب عقاب شمرده‌اند و در اين روايت حضرت خاك خوردن را از مصاديق آن برشمرده‌اند كه انسان بايد چنين اعانتى را ترك كند ، زيرا مستوجب عقاب خواهد بود . البته مىتوان گفت حضرت در صدد ارشاد كسى كه خاك مىخورد بوده‌اند و اينكه شخص عاقل چنين عملى كه موجب هلاكت او مىشود ، انجام نخواهد داد . از طرف ديگر مىتوان گفت بحث اعانت بر اثم دايره‌اش اعانت شخصى است نسبت به شخص ديگر و الا اگر شخص خاك بخورد ، خود فاعل چنين جرمى است

--> ( 1 ) . سنن كبرى ، ج 8 ، ص 22 . ( 2 ) . كافى ، مرحوم كلينى .